X
تبلیغات
دید نو - مفهوم امنيت و ابعاد آن

دید نو

سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی

مفهوم امنيت و ابعاد آن

     امنيت يک مفهوم آشنا وقابل شناخت برای تمام جوامع بشری از جوامع اوليه  چون قبايل کوچک گرفته تا امپراتوريهای بزرگ جهان باستان و دولت شهرهای يونان بوده است و به همين قسم امروز نيز تلاش برای رسيدن به "وضعيت امن" و ياSecure"   "Situation اولويت نخست سياستهای واحدهای سياسی مختلف راتشکيل داده وراه های تامين آن از جايگا هی خاصی در سياست گذاری های امنيتی  دولت ها در قالب امنيت ملی برخودار است.

مبنا و اساس جستجوی امنيت را می توان در انگيزه هاو کششهای انسانها دنبال کرد به اين معنی که جستجوی امنيت از مهمترين کششها و انگيزه های انسانی است که با جوهر هستی انسان پيوند نا گسستنی دارد.حفظ ذات و صيانت نفس از اساسی ترين ميلهای انسان است که به روايت تاريخ حتی انسانها اوليه وقتی به آشيای برمی خوردند که برای آنها نا اشنا بودند از ترس اينکه مبادا به آنها اسيب برسانند   به مغاره ها پنا می بردند و خود را پنهان می کردند. که اين در حقيقت خود نشان دهنده آن است که نياز به امنيت مانند اکثريت نيازهای انسانها يک امری کاملا طبيعی بوده انسانها را وا می دارد که در تامين آن  چه در سطح فردی و يا جمعی از خود تحرکاتی نشان دهد. وبعدا انسانها در پی برآوردن نيازهای زيستی ازيکديگر وارد مناسبات گوناگون می شوند و تشکيل جامعه می دهند، اساس تشکيل جامعه   نيز مسائل امنيتی بوده که درين خصوص می توان به نظريه قرارداد اجتماعی   فلاسفه قرن هجدهم از هابز گرفته تا روسو اشاره کرد که به عقيده آنها  نياز به تضمين جمعی امنيت افراد اولين مرحله قانونی برای شکل گيری يک دولت است.

 به اين صورت می توان گفت که تامين امنيت و راهای دستيابی به آن از جمله ای سنگ بناهای شکل گيری واحدهاي سياسي از نگا تاريخی بوده تا ازين طريق اعضای جوامع مذکور  بتوانند به کمک همديگربه مهمترين نيازی شان که تامين امنيت است دست يابی حاصل کنند.اما آنچه در جوامع اوليه و حتی تا اين اواخر يعنی تا آواخر ده 1980 ميلادی مطرح بود يک ديدگاه محدود به امنيت بود طوری که بحث امنيت روی موضوعات نظامی متمرکز بود يعنی يک نوع  ديد تقليل گرايانه نسبت امنيت حکم فرما بود. و امنيت را در توانايي های نظامی و برقراری صلح بعد از جنگها جستجو می کردند(بوزان،1378 :ص23 ).

ولی  امروز امنيت ديگر  محدود به آرامش پس از جنگ هاي ويرانگرو توانايي نظامی نشده   بلكه به تمام سطوح زندگي مدرن انسانها راه مي گشايد ومربوط مي شود. امروزه مفهوم امنيت تنها مسايل نظامي را در برنمي گيرد ، بلكه تمام عرصه هاي اقتصادي ، فرهنگي ، سرزمين ، تمدن وجان انسانها را در مي نوردد ودر تمام ابعاد زندگي انسان مصداق ومعني پيدا مي كند. و از همين سبب است که به تعريف جديد امنيت يعنی  "امنيت فراگير"  تاکيد می گردد. بنا   تحولات بوجود آمده نه تنها سبب  تغيردر  مفهوم امنيت و ابعاد آن گرديده  بلکه راه هاو استراتژی که در جهت دست يابی به امنيت توسط واحدهای سياسی وضع می گردد را  نيزدر بر می گيرد.که ما اين موضوع را در تحت عنوان بعدی بطور مفصل به بحث و بررسی خواهيم گرفت.

اما امنيت چه مفهوم را در بر دارد؟ و يا به عباره ديگر وقتی که ما کلمه امنيت را به کار می بريم با کار برد اين می خواهيم چه را بيان کنيم؟ و يا مفهوم امنيت توصيف کننده چه وضعيت می تواند باشد؟. بنا اين قبيل سوالات ما را به ارايه يک تعريف از امنيت سوق می دهد،ومشکل که در ارايه يک تعريف جامع از امنيت ماننداکثر مفاهيم ديگری که در حوزه علوم بشری کاربرد دارد  همانا عدم موجود اجماع روی يک تعريف ازين مفهوم می باشد.حتی به عقيده بعضی از علما اين عدم اجماع نسبت به ارايه يک تعريف جامع از امنيت نسبت به مفاهيم ديگری ازين قبيل عميق تر می باشد، به گفته باری بوزان اين عدم اجماع بيشتر ناشی ازنبود درک عميق ازمفهوم امنيت می باشد.به گفته وی عوامل که  در نبود يک درک عميق  از امنيت دخيل می باشند قرار ذيل است:

الف) پيچيدگی موضوع: يعنی پيچيدگی که در اين مفاهم موجود می باشد باعث گرديده است تاتحليل گران از آن روی گردان شوند.اين مفهوم حالت گسترده دارد و روی نقطه خاصی متمرکز نمی باشند.به همين جهت بطورکلی آنهارا نمی توان تعريف کرد بلکه فقط در ارتباط با موارد خاص تعريف می شوند.اصولا مفاهيم بحث انگيز بجای ارايه نکته خاص بطور دقيق يک حوزه معين را مورد توجه قرارنمی دهند.

ب) وجود دامنه مشترک بين اين مفهوم و مفهوم قدرت در شرايط رو در روئی جدی است: به گفته واقع گرايان که می گويند صحنه بين المللی صرف صحنه کشمکش قدرت ها است.طبق اين بيان به نظر می رسدکه دولتها اسير کشمکش قدرت هستند و امنيت از مشتقات قدرت و بويژه قدرت نظامی است. مفهوم امنيت آنقدر تحديد شده که بصورت بيان چگونگی وضعيت گروهی از دولتها در کشمکش قدرت در آمده و يا به ميزان ثبات در توازن کلی قدرت اطلاق گرديده.بدين ترتيب می توان گفت که امنيت تبديل به واژه معادل چيزی اندکی بيش از قدرت شده که در حوزه گسترده عمومی چندان معنای مستقل نداشته همواره در کشمکش قدرت در روابط دولت ها بررسی می گردد.

ج) نکته عدم پايداری هويتی در تعريف خودی/ غير خودی:  اينکه چه کسی دشمن است ونامحرم وچه کسی دوست ومحرم پنداشته می شود يک مقوله است که از دير باز ذهن سياستمداران را به خود جذب کرده است. اين مقوله از اين جهت قابل توجه است که برای دولتها نه دشمن هميشگی و نه دوست هميشگی وجود دارد.همرا با اين ناپايداری مفهوم امنيت نيز دچار ابهام گرديده بدليل که در خيلی مواريد امنيت در رابطه با دوستی ها و دشمنی ها معنی پيدامی کند.

د) حفظ ابهام از طرف دست اندر کاران سياست گذاران دولت ها در مفهوم واقعی امنيت تا بتوانند در چنين فضای ابهام آميز هر گونه اقدامات نظامي،امنيتی و سياسی خودرا در راستای تامين امنيت توجيه کنند و يا در بعضی مواقع با بزرگ جلوه دادن تهديدات در صدد بهره برداری های سياسی خود برآيند. بنا براين عوامل مذکور سبب آن گرديده است که تا يک تعريف کلی از امنيت ارايه نگرددو اين عدم درک کلی و يا عدم ارايه تعريف واحد از امنيت تنها درمحدوده ديدگاهای صاحب نظران مسائل امنيتی محصور نمانده بلکه سياستگذاران امنيتی واحدهای سياسی نيز از اين امر متآثر می باشند.سياستگذاران مذکور سياست های امنيتی  را نه بر مبنای  يک درک کلی از امنيت بلکه به اساس منافع سياسی،اقتصادی،استراتژی و جغرافيای خود وضع می کنند که در اکثر مواقع اين گونه سياست ها از آنجائيکه با منافع امنيتی واحد های سياسی ديگر در تصادم قرار می گيرد خود به عامل امنيت زدا در سطح بين المللی تبديل گرديده و پديده معمای امنيتی را بوجود می آورد.  پديده معمای امنيتی به اين معنی است که افزايش امنيت يک جامعه و يا دولت به طور خودکار باعث کاهش امنيت دولت ديگر می شود.

ولی باوجودي آن مشکلات مذکور  سبب آن نگرديده که صاحب نظران مسائل امنيتی درباره اين مفهوم ارايه نظر نکنند بلکه هرکدام ديدگاهای خود در اين خصوص ارايه کرده،که ما بطور مختصر بعضی ازين نظريات  يادآوری می کنيم.

ايان بلانی (Ian Bellany) تعريف ذيل را از امنيت ارايه کرده است: " امنيت يعنی رهايي نسبی از جنگ"(بوزان ،1378 :ص26 ). طوری که ديده می شود اين صاحب نظر، امنيت را در رابطه به جنگ تعريف کرده که اين تعريف در شرايط امروزی قابل اما و اگر های جدی می باشد. درست است که امنيت بيشتر در رابطه با جنگ معنی پيدا می کند اما مواريدی نيز وجود دارد است که در آن جنگی اصلا مطرح نيست ولی امنيت خودبه عنوان يک نياز جدی مطرح است.مانند امنيت غذايي و يا امنيت در مقابل بعضی امراض مهلک و غير قابل علاج که حيات انسان را حتی در امن ترين جامعه نيز مورد تهديد قرار می دهد.

صاحب نظری ديگری بنام لارونی مارتين (lurene Martin) در خصوص تعريف امنيت می گويد که :" امنيت عبارت از تضمين رفاه آتی می باشد"  اين تعريف گرچه بر مبنای يک نگرش وسيعتری از امنيت صورت گرفته اما اينکه آيا امنيت بخودی خود  بتواند باعث تضمين رفاه گردد جای سوال است.اما در اين امر شکی وجود ندارد که امنيت از لازمه های رفا می باشد.

جان ئي.مورز (John E.Morrz) می گويد که امنيت عبارت از رهايي نسبی از تهديدات زيان بخش می باشد . هم چنان به عقيده  آرنولد ولفرز"Arnold Wolfers" امنيت در معنای عينی آن فقدان تهديد نسبت به ارزشهای کسب شده و در معنای ذهنی امنيت عبارت از فقدان هراس از اينکه ارزشهای مزبور مورد حمله قرارگيرد.به همين قسم "دومينيک داويد" نيز تعريف از امنيت ارايه کرده است که به عقيد وی امنيت عبارت از:"ايجاد فضايي که درآن فرد يا جمعی خود شان را در وضعيت آسيب پذير احساس نمی کنند و تهديد متوجه آنها نيست و فقط ابزار رفع تهديد در اختيار آنها قرار می گيرد.چينن فضاي امنی را می توان به کمک سياست های دفاعی و دفاع نظامی ايجاد و يا تقويت کرد( دومينيک،1385: ص 1).هم چنان صاحب نظری ديگری بنام داريوش آشوری تعريف که ازامنيت ارايه کرده قرار ذيل می باشد: امنيت در لغت عبارت از حالت فراغت از هرگونه تهديد يا حمله ويا آمادگی برای رويارويي با هرتهديد و حمله می باشد. که در اصطلاح سياسی و حقوقی به صورت "امنيت فردی" ، "امنيت اجتماعی"  ، "امنيت ملی" و " امنيت بين المللی" به کار برده می شود.

-       امنيت فردی: حالتی است که درآن فرد فارغ از از ترس آسيب رسيدن به جان يا مال يا آبروی خود يا از دست دادن آنها زندگی کند.

-     امنيت اجتماعی: نيز حالت فراغت همگانی از تهديد است که کردار غير قانونی دولت يا دستگاهی يا فردی يا گروهی در تمامی يا در بخشی از جامعه پديد آورده.

-       امنيت ملی: حالتی است که ملتی فارغ از تهديد از دست دادن تمام يا بخشی از جمعيت ،دارايي ،يا خاک خود به سر برد.

امنيت بين المللی: نيز حالتی است که در آن قدرتها در حالت تعادل و بدون دست يازی به قلمرو يکدگر به سر برند ووضع موجد در خطر نيفتد(آشوری ،داريوش،1376: ص 38).

 بنا براين تعاريف مندرج در فرهنگ های لغات و تعاريف ارايه شده توسط صاحب نظران در باره مفهوم امنيت بر روی "احساس آزادی از ترس"و "احساس ايمنی" که ناظر بر امنيت مادی و روانی است تاکيد دارند .و يا به عباره ديگر امنيت يک پديده دووجهی می باشد که از يک سو به معنی "ايمنی در مقابل حمله،استواری ونفوذناپذيری،قابليت اعتمادواطمينان از عدم شکست و يا تسليم واز سوی ديگر به معنای عدم اضطراب از تشويش و خطر اشاره دارد. نقط ای که  به اين ارتباط بايد ياد آور گردد اين است که امنيت به مفهوم جامع و مطلق خود از دايره دستيابی کامل خارج می باشد.بدليل آنکه مجموعه بزرگی از تهديدات ، خطرات ، ترديدها بر سرنوشت همه انسانها سايه افکنده است که رفع تمام اين تهديدات و خطرات از توان انسانها خارج می باشد. تلاشهای که از طرف ارگانهای مسئول دولتی و غير دولتی در راستای تامين امنيت هم صورت می گيردبر اين مبنا استوار است که تا سرحد امکان بتوان امنيت را افزايش داد.علاوه برآن در خصوص عدم دست يابی به امنيت کامل ،حقيقی و مطلق بعضی دانشمندان دو ديدگاهی ديگری را مطرح کردند. که ديدگاهی اولی يک نوع ديد بدبينانه نسبت به طبيعت بشر دارد يعنی به عقيده پيروان اين ديدگاه از آنجائيکه بشر ذاتا جنگ طلب و شرور می باشند واز طرفی هم سازش بين منافع دولتها دور از امکان به نظر می رسد بنا به اين دو مسئله است که موانع بزرگ فرا روی تحصيل امنيت کامل به وجود می آورد.

و ديدگاهی دومی بر اين نقطه تاکيد دارد که ما فقط می توانيم که از امنيت کم و زياد برخوردار بود به جای آنکه احساس شود حالت امنيت کامل يا عدم کامل وجود دارد. در اين ديدگاها واقعيت با هر کدام که باشد نتيجه همان است که دست يابی به امنيت کامل دور از امکان می باشد.در عوض ما می توانيم  تصور کنيم که بطور کلی امنيت يک کالای عمومی  جهانی می باشد که همه اعضای جامعه چه در سطح فردی و يا سطح دولتی همه سعی می کندبا استفاده از ابزارهای دست داشته خود آنرا بدست بياورد. بنا ما در بخش دوم اين رساله در پی آن هستيم تا دريابم که جهانی شدن به عنوان يک نظام با شعارهای جهانی چه تآثير می تواند بر امنيت داشته باشد.که اين تاثير را ما در سه سطح به بررسی می گيريم يعنی جهانی شدن وامنيت فردی ، جهانی شدن وا منيت ملی و جهانی شدن وامنيت جهانی .

ابعاد امنیت

      امنیت دارای دو بعد داخلی و خارجی است که با یکدیگر مرتبط هستند . در بعد داخلی تهدید های آشکار و پنهان در درون مرزها ناامنی بوجود می آورد از قبیل تهدیدات سیاسی ( شورش ، جدایی طلبی ، انقلاب ...) ، بحران های اقتصادی ، نظامی ( جنگ داخلی و ...) و آشوب های اجتماعی که هر کدام مردم را تحت فشار قرار می دهند. در بعد خارجی نیز امنیت می تواند از ناحیه مسائل سیاسی ، نظامی و اقتصادی ( تحریم های اقتصادی ، تعرفه ها ...) تهدید شود.

ویژگی های امنیت

1- نسبی بودن امنیت : در جهان امروز دستیابی به امنیت مطلق ناممکن است زیرا قدرت که مبنا ی تحصیل امنیت محسوب می شود ، متغیر ، متفاوت و نسبی است و به تبع آن امنیت حاصل برای دولت ها نیز نسبی می باشد. بنابر این با تغییر میزان قدرت و وجود تهدیدات بالقوه و بالفعل حتی قوی ترین دولت ها نیز امنیت مطلق ندارند . به طور خلاصه امنیت مطلق دست یافتنی نیست و هیچ نوع نظم اجتماعی نمی تواند همه ی بی ثباتی ها ، خطرها ، ویرانی ها و مرگ را از بین ببرد.

2-ذهنی بودن امنیت : اصولا احساس امنیت یا عدم امنیت یک برداشت یا امر ذهنی است  که ریشه در اعتقادات و باورهای مذهبی ، اخلاقی ، فرهنگی مردم و رهبران یک کشور دارد.

3-تجربه ناپذیر بودن امنیت : بدین معنی که امنیت در مقابله کردن با حاکمیت و استقلال یک کشور رابطه ا ی مستقیم دارد . یعنی اگر در شهر یا استانی از یک کشور جنگ داخلی یا ناامنی پدید آید ، نمی توان ادعا کرد چون در دیگر شهرها امنیت به هم نخورده است ، امنیت ملی کامل است.

تحول امنيت           

     آنطوريکه در ابتدا اشاره ای  به اين موضوع داشتيم که امنيت  در زبان انگليسی  از واژه Security  كه انشعاب يافته  از واژه ‌Secure است گرفته شده و  در زبان فارسی معادلهايی چون امن، محفوظ، مطمئن، محفوظ داشتن، تامين كردن و ... برای آن آورده می‌شود. به طور كلی واژه امنيت عمدتا به نوعی احساس روانی اطلاق می‌گردد كه در آن به خاطر مبرا بودن، از ترس، وضعيت آرامش و اطمينان خاطر حاصل می‌گردد. پديده‌هايی كه ممكن است باعث ترس شده و آرامش و اطيمنان خاطر افراد را مختل سازند، بسيار متعدد و در عين حال پيچيده‌اند. با گذشت زمان و ايجاد تغييراتی در توقعات و نيازهای انسانها، متغيرهای جديدی برای تعريف امنيت وارد عرصه می‌شوند. برای مثال امروزه پديده‌هايی چون تخريب محيط زيست از مهم‌ترين عوامل بر هم زننده امنيت بشر تلقی می‌شود در حالی كه تا صد سال پيش چنين چيزی اصلا متصور نبود.از آغاز دوره نظام وستفاليايی تا دهه‌های اخير امنيت بين‌المللی عمدتا در قالب امنيت نظامی تعريف می‌گرديد، در حالی كه امروزه محوريت امنيت نظامی زير سؤال رفته است و امنيت بين‌المللی در ابعاد مختلف سياسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی تعريف می‌گردد. باری بوزان از محققان برجسته مطالعات امنيتی، امنيت اجتماعات بشری را كه غالبا در شكل امنيت بين‌المللی تعريف می‌گردد، به پنج مقوله تقسيم نموده است: نظامی، سياسی، اقتصادی، اجتماعی، و زيست محيطی. به طور خلاصه امنيت نظامی به اثرات متقابل تواناييهايی تهاجمی و دفاعی مسلحانه دولت و نيز برداشت آنها از مقاصد يكديگر مربوط است؛ امنيت سياسی بر ثبات سازماندهی دولتها، سيستمهای حكومتی و ايدئولوژيهای ناظر است كه به آنها مشروعيت می‌بخشد؛ امنيت اقتصادی يعنی دسترسی به منابع، ماليه و بازارهای لازم برای حفظ سطوح قابل قبولی از رفاه و قدرت دولت؛ امنيت اجتماعی، به قابليت لازم برای حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب، هويت و عرف ملی با شرايط قابل قبولی مربوط است؛ و امنيت زيست محيطی نيز بر حفظ محيط زيست بشری به عنوان سيستم پشتيبانی ضروری كه تمامی حيات بشری بدان متكی است، ناظر می‌باشد. اين پنج بخش جدا از يكديگر عمل نمی‌كنند، بلكه هر يك از آنها دارای كانون مهمی در دوران مسئله امنيت و روشی برای تنظيم اولويتها بوده و از طريق ارتباطات قوی همگی به همديگر متصل هستند.بطور خلاصه تغیرات که در مفهوم امنیت از نگاه تاریخی رونما گردیده قرار ذیل می باشند:

1- قبل از 1945 : د راین دوران امنیت جنبه ی نظامی دارد و توصیه ی سیاستمداران و نظامیان در آن دوره این است که دولت ها با داشتن توان نظامی برتر ، امنیت بیشتری به دست آورند. یعنی آمادگی نظامی هدف ایده آل امنیت به حساب می آمده است.

2- از 1945 تا 1990 : مفهوم امنیت گسترده تر شد و دیگر محدود به مسائل نظامی نماند . معنی قدرت از شکل نظامی آن به اشکال اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی نیز تعمیم یافت.

3- از 1990 به بعد : در این دوران جهان به مثابه یک دهکده است و مفهوم امنیت در دوره نخست بعد  نظامی – سرزمینی  یک جانبه دارد و نه مانند دوره ی دوم ابعاد مختلف نظامی اقتصادی سیاسی و اجتماعی یک جانبه ، بلکه به دلیل یکدست شدن جامعه ی جهانی همه ی مسائل به یکدیگر مرتبط و نزدیک می شود که یکی از این مسائل امنیت است . به عبارت دیگر در چنین جهانی ، امنیت یک کشور مساوی با امنیت همه است و برعکس.. یعنی مفهوم امنیت یک مفهوم متقابل مساوی و یکسان برای همه ی دولت ها است .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 9:38  توسط آصف آگاه  |